خواستم آنقدر کمیاب شوم تادلی برایم تنگ شود،نمی دانستم فراموش میشوم
شنیــده بودم که "خاک سرد است".
ایـــن روزها اما انگار آنقـــدر هوا
ســـرد است، که زنــده زنــده فراموش می کنیــم
یکدیگـــر را..
گاهی ارزش واقعی یک لحظه را تا زمانی که به یک خاطره تبدیل شود
نمیفهمی ... تاخیر این مدت ما رو ببخشید خیلی سرم شلوغ بود و وقت نت نداشتم اومدم سال جدید رو بهتون تبریک بگم سال خوبی داشته باشید شاد و شنگول باشید همگی. دقیقا زمانی که داری توی بیخیالی همه چیو فراموش میکنی
یهو یه آهنگی،
یه نوشتهای،
یه اسمی،
یا حتی یه حرفی ...
همه خاطراتو میاره جلو
چشمت ...
وقتی یه آدم میگه
منظورش از هیچکس
همون یه نفری که واسه اون همـــه کسه !
اشتباه من این بود ....
هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ....
فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند ...
تولد انسان روشن شدن کبریتی است
و مرگش خاموشی آن!
بنگر در این فاصله چه کردی؟!!
گرما بخشیدی...؟!
اگـــــــر همــــــــ
بخـــــواهمــــــــ
شجاعت مـے خواهد
وفادار احساسـے باشـے
کــ ِ میدانـے
شکست مـے دهد





یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تـعطیــل است
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند !!!




از ایـــن دیــــــــوانـه تـر
نمیــشومـــــــــ !
گفـــــته بودمــــــــ بی تـــو سخــــت
میگــــــذرد بـی انـصـافــــــــ !
حـــــرفمــــــ را پس میگــیرمـــــــــ
بــی تــــــو انگـــــــار اصـلا
نمـیگــــــذرد!


نيازمند چيزي بودم که باورش کنم
نگاهت بر من افتاد و باور کردم
خواهان کسي بودم که باورش کنم
خود و روياهايت را با من تقسيم کردي و باورت کردم
اما آنچه که براستي نيازمندش بودم
مرا به دنياي درونت بردي و با اکسير عشق ياريم کردي
و به برکت توست
که امروز زنده ام , لمس ميکنم و باور دارم
کسي , چيزي يا خود را
تنها بخاطر وجود توست
| Design By : Night Melody |

















